|
هزارویک شب با خانم گل
|

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم!
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم!
خود بسازیم به هر درد که از دوست رسد
بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم
جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم
شکوه از غیر خطا هست خطایی نکنیم
و به هنگام عبادت سرسجاده ی عشق
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یاور خویش بدانیم خدایاران را
جز به یاران خدا دوست، وفایی نکنیم
...
گله هرگز نبود شیوه ی دلسوختگان
با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم به غفلت من و مایی نکنیم
دوستداری نبود بندگی غیر خدا
بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم
مهربانی صفت بارز عشاق خداست
یادمان باشد از اینکار ابایی نکنیم
هوروش نوابی
...

زندگي چون گل سرخي است پر از برگ و پراز عطر و پر از خار
ياد مان باشداگر گل چيديم عطر و خار و گل و برگ همه همسايه
ديوار به ديوار همند


حکایتهای شنیدنی خانم گل 
می باشد که در شهر اهواز کوی پل سیاه مدفون است و آرامگاهش محل زیارت دوستداران اوست . 
داستان ملاقات ایشان با امام عصر (ع) شنیدنی است .
نقل است که ایشان 20 سال به حج مشرف می شدند تا چهره ی مبارک حضرت مهدی (ع) را زیارت کند و توفیق حاصل نمی شد سر انجام در آخر عمر موفق به زیارت چهره ی مبارک مولا صاحب الزمان می گردد .ایشان ضمن گرفتن دستورات از امام دو تقاضا را مطرح می کند یک : دفع عقرب ازشهر اهواز که گویا در آن زمان به وفور دیده می شده ودوم : رفع زلزله از شهر اهواز که هر دو ، مورد قبول واقع می شود . و از آن پس تاکنون اهواز عاری از زلزله و عقرب است .واین یادگار اعجاز آمیز حضرت مهدی (عج)در تاریخ ایران و جهان بی سابقه است .باشد آنان که شرک می ورزند ویا عقل و خرد و یا بتهای سنگی و گوشتی می پرستند و به ستایش پادشاهان مشغولا به نظاره بنشینند و تفکر را به قضاوت فرا خوانند. شاید هدایت شوند . 
با تشکر از استاد و دوست عزیزم سیمین 


گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب در یا کشید
گفتمش نقشی بکش پایان کارش عشق را
آه سردی از دلش چون عاشق رسوا کشید 