![]() |
![]() |
|
| هزارویک شب با خانم گل |
|
یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم!
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم!
بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم
شکوه از غیر خطا هست خطایی نکنیم
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
جز به یاران خدا دوست، وفایی نکنیم ...
با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
گر شکستیم به غفلت من و مایی نکنیم
بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم
یادمان باشد از اینکار ابایی نکنیم
هوروش نوابی ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:2 توسط مینا |
|
|
زندگي چون گل سرخي است پر از برگ و پراز عطر و پر از خار
ياد مان باشداگر گل چيديم عطر و خار و گل و برگ همه همسايه
ديوار به ديوار همند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 20:54 توسط مینا |
|
|
می باشد که در شهر اهواز کوی پل سیاه مدفون است و آرامگاهش محل زیارت دوستداران اوست . داستان ملاقات ایشان با امام عصر (ع) شنیدنی است . نقل است که ایشان 20 سال به حج مشرف می شدند تا چهره ی مبارک حضرت مهدی (ع) را زیارت کند و توفیق حاصل نمی شد سر انجام در آخر عمر موفق به زیارت چهره ی مبارک مولا صاحب الزمان می گردد .ایشان ضمن گرفتن دستورات از امام دو تقاضا را مطرح می کند یک : دفع عقرب ازشهر اهواز که گویا در آن زمان به وفور دیده می شده ودوم : رفع زلزله از شهر اهواز که هر دو ، مورد قبول واقع می شود . و از آن پس تاکنون اهواز عاری از زلزله و عقرب است .واین یادگار اعجاز آمیز حضرت مهدی (عج)در تاریخ ایران و جهان بی سابقه است .باشد آنان که شرک می ورزند ویا عقل و خرد و یا بتهای سنگی و گوشتی می پرستند و به ستایش پادشاهان مشغولا به نظاره بنشینند و تفکر را به قضاوت فرا خوانند. شاید هدایت شوند .
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب در یا کشید
گفتمش نقشی بکش پایان کارش عشق را آه سردی از دلش چون عاشق رسوا کشید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 23:59 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مشنو از نی,نی حصیری بینواست
بشنو از دل , دل حریم کبریاست نی چو سوزدخاک و خاکستر شود دل چو سوزد خانه ی دلبر شود بایک دنیا لبخند دستای سلام ومی ذارم توی دستای شما تا که بتونم سر حرف و باز کنم وگفته ها, شنیده ها, درد دلا , خاطرات وتخیلات دل نشینم و به نگارش در بیارم . شاید روزی این افتخار نصیبم بشه که شما خواننده ی خوب نوشته هام باشید.شما که چون گلی در باغستان زندگی من می شکفیدوبا شکفتنتون رخت امید وبه تن من می کنید. خلاصه اینکه از آغاز وبلاکم سری داستانهایی رو به نگارش در آوردم , بنام: هزار و یک شب با خانم گل . شخصیت رویایی وتخیلی خانم گل شما رو به دنیایی می بره که باور وخیال اون وبنا می کنه وگاه واقعیات تلختر اززهر رو به شیرینی بیان می کنه ویا اینکه یک قدم کوتاه یا بلند به عقب برمی داره وخاطرات تلخ وشیرین زندگیش و به تصویر می کشه. اما شخصیت عینی خانم گل شما رو به دنیای کوچیک وملموسش می بره : مینا ,اسم ادبی خانم گل , معلم, فارق التحصیل از: ..................ووو باانتقادهای خوب و سازنده مشوق راهم باشید ومن و راهنمایی کنید تا از سنگلاخ بگذرم و به چمنزار برسم. وخانم گل با تمام خلوص و عشقی که تو سینه داره میگه : دست خوبت را به دست من بده دستهای ما پل پیوند ماست و این رو باور داشته باشید که : بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن |
| پیوندهای روزانه |
|
صدای قاصدک آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|