![]() |
![]() |
|
| هزارویک شب با خانم گل |
|
یا امام زمان مکر دشمن رو به خودش برگردون
ملتمس دعا: سلام به همه دوستان عزیز و دوست داشتنی جاداره اول یه عذر خواهی داشته باشم از دوستان گلی که به من سرزدند و من نتونستم ادب رو به جا بیاروم . امید وارم من رو ببخشید. و همچنین می بایست ایام مبارک و میمون شعبان رو به همه دوستان و سروران عزیز تبریک و تهنیتی درخور و شایسته داشته باشم . و از همه می خوام برا این حقیر دعا کنید تا از مکر همکارانم رهایی یابم .و مکرشون به خودشون برگرده و دسیسه ای رو که برا من طرح ریزی کردند گریبان خودشون رو بگیره..می دونید درد ناک ترین لحظه زندگی یه آدم لحظه ایست که به دیگران اعتماد می کنی و اونا از اعتماد و حسن نیتت سوء استفاده می کنند و قصد نارو زدن بهت رو دارند چقدر سخته زحمت بکشی و تلاش بکنی و لی کسی قدر ندونه . چقدر سخته ببینی کسانی که تلاش نمی کنند از ارزش بیشتری برخودار میشند و تو که نهایت تلاش خودت رو کردی و با وجدانی آسوده سر بر بالین می ذاری ولی رئسای محترم زحمتت رو نادیده می گیرند که هیچ تازه برات دسیسه می کنند که تو رو از جایگاهی که حقته بر دارند ........ ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......................... یعنی صدای من رو میشنوی ........... یعنی این ظلم رو می بینی .......... یعنی تو هستی و جواب من رو نمی دی ............ جالب اینجاست که همین رئسا تو صف اول نماز جماعت می ایستند بعضی هاشون خادم امام رضاند تسبیح به دست دارند ریش می ذارند استغفرلله می گند به نامحرم ........استغفرلله .............. چی دارم می گم .......نگاه نمی کنند. می دونید اخه اسلام یعنی همین که اینا می کنند نه اونی که اجداد ما انجام می دادند. کاش اون خانم محترم چادر نداشت و خادم امام رضا نبود و مقنعه اش رو تازیر چونه اش بالانمی داد ولی حق همکارش رو ضایع نمی کرد. کاش اون اقا یونا نماز اول وقت نمی خوندند ولی تن به این دسیسه نمی دادند .
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مسلمونی یعنی این..... اگه این مسلمونی خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا من می خوام کافر باشم . شاید بتونم توی کفر مردانگی رو ببینم ................................................. برام دعا کنید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:31 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مشنو از نی,نی حصیری بینواست
بشنو از دل , دل حریم کبریاست نی چو سوزدخاک و خاکستر شود دل چو سوزد خانه ی دلبر شود بایک دنیا لبخند دستای سلام ومی ذارم توی دستای شما تا که بتونم سر حرف و باز کنم وگفته ها, شنیده ها, درد دلا , خاطرات وتخیلات دل نشینم و به نگارش در بیارم . شاید روزی این افتخار نصیبم بشه که شما خواننده ی خوب نوشته هام باشید.شما که چون گلی در باغستان زندگی من می شکفیدوبا شکفتنتون رخت امید وبه تن من می کنید. خلاصه اینکه از آغاز وبلاکم سری داستانهایی رو به نگارش در آوردم , بنام: هزار و یک شب با خانم گل . شخصیت رویایی وتخیلی خانم گل شما رو به دنیایی می بره که باور وخیال اون وبنا می کنه وگاه واقعیات تلختر اززهر رو به شیرینی بیان می کنه ویا اینکه یک قدم کوتاه یا بلند به عقب برمی داره وخاطرات تلخ وشیرین زندگیش و به تصویر می کشه. اما شخصیت عینی خانم گل شما رو به دنیای کوچیک وملموسش می بره : مینا ,اسم ادبی خانم گل , معلم, فارق التحصیل از: ..................ووو باانتقادهای خوب و سازنده مشوق راهم باشید ومن و راهنمایی کنید تا از سنگلاخ بگذرم و به چمنزار برسم. وخانم گل با تمام خلوص و عشقی که تو سینه داره میگه : دست خوبت را به دست من بده دستهای ما پل پیوند ماست و این رو باور داشته باشید که : بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن |
| پیوندهای روزانه |
|
صدای قاصدک آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|